تبلیغات
نابودگر
نابودگر
هرگز تسلیم نشو!
میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن بر همه دوستان عزیز مبارک




نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط آذرخش
طفلان علی چی می کشن؟

درد بی مادری رو کی تاب میاره؟

مادر 18 ساله کجا رفته؟

وای 

وای

وای 

امان از دل زینب




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 توسط آذرخش
بزنم پخش شی؟




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1391 توسط آذرخش



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391 توسط آذرخش
بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم....          

 

 

یا مقلب القلوب و الابصار

 یا مدبر اللیل و النهار 

یا محول الحال و الاحوال، 

حول حالنا الا احسن الحال


سلام 
عید همه دوستان عزیز مبارک.

خیلی خیلی التماس دعا!

ما رو فراموش نکنیدها!

براتون سال عالی و سرشار از موفقیت و شادی

 و مهربانی و نشاط و سرزندگی و خلاصه همه 

چیزای خوب آرزو دارم.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط آذرخش
لینک دانلود 70 جلسه سخنرانی دکتر حسن عباسی با موضوع غرب شناسی.

به دوستان توصیه میکنم حتما حتما برای گوش دادن به این جلسات وقت بگذارن.



نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط آذرخش
لینک دانلود 30 قسمت از برنامه راز با اجرای نادر طالب زاده رو برای عزیزانی که مثل من دوست دارن این برنامه رو توی آرشیوشون داشته باشن می گذارم.
امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اسفند 1390 توسط آذرخش
صفحه ی انگلیسی زبان حقیقت جهت روشنگری ملت غرب افتتاح شد!
کسانی که انگیسی شون خوبه و یا می توتن در زمینه ی مطلب، کلیپ و یا عکس و کاریکاتور کمک کنند لطفا عضو بشن.
حتی اگه زبان انگلیسی تون هم خوب نیست حتما این صفحه رو تبلیغ کنید. به هر طریق ممکن که می تونید.
به دنبال جمع آوری یوزرهای انگلیسی زبان دارای اد لیست بالا هم هستیم..
لطفا کمک کنید
راستی طراحی لوگوی صفحه فراموش نشه.
دوست داریم همه باشن.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 اسفند 1390 توسط آذرخش
دوستان عزیز این صفحه برای مقابله با توهین کنندگان به ساحت امام هادی و ائمه اطهار راه اندازی شده. لطفا در پر بار شدن هر چه سریع تر صفحه کمک کنید و تا جایی که می تونید بازنشر کنید.

در مقابل تلاش یک مشت انسان بی دین باید ما هم تمام تلاشمون رو بکار بگیریم و نباید دست روی دست بگذاریم.
دوستان این صفحه رو باز نشر کنید تا به سرعت مطالب مفیدی درس قرار بگیره و انشاالله بزودی بتونی مطالب انگلیسی رو هم توش قرار بدیم و امام هادی رو به همه دنیا معرفی کنیم.

اجازه ندید ما رو به انفعال بکشونن.

هر کی دلش برای ائمه می تپه یا علی...

https://plus.google.com/u/0/105508623830178937259/posts

دوستانی هم که در گوگل پلاس فعال نیستن لطفا با معرفی این لینک در وبلاگ هاشون یا اطلاع رسانی از طریف ایمیل در ثواب این کار شریک باشن.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 اسفند 1390 توسط آذرخش
چند شب پیش در صرفا جهت اطلاع خبری پخش شد مبنی بر اینکه شان استون مسلمان بودن و تغییر نام خودش به علی رو تکذیب کرده.
با توجه به اینکه در اون مدت تمام اخبار مربوط به اسلام آوردن شان استون رو از تمامی خبرگزاری های داخلی و خارجی رصد کرده بودم در کذب بودن این خبر شک نکردم.
اما هر چه فکر کردم دلیلی برای انتشار چنین خبری پیدا نکردم. قصد داشتم مطلبی در همین زمینه بنویسم و دلایل مسلمان بودن شان استون رو با دلایل مسلمان نبودنش مقایسه کنم و بعد هم یک نتیجه گیری که متاسفانه کمبود وقت این اجازه رو به من نداد.
و حالا چه بهتر که جواب این ماجرا از زبان نادر طالب زاده و از قول شان علی استون منتشر شد. بشنویم:




نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اسفند 1390 توسط آذرخش
اون روز برای کاری رفته بودم بیرون. کارم زیاد طول کشید و اونجوری هم که باید راه نیفتاده بود. شدیدا گرسنه ام شده بود. عصبی و گرسنه رفتم توی یه ساندویچ فروشی و چیزی سفارش دادم.
بعد از تحویل سفارش همین که پشت میز نشستم یه پسربچه 9 - 10 ساله با موهای مثلا سیخ سیخی جلو اومد. یه کمی سر و صورتش کثیف بود اما چشمای فوق العاده معصوم و صورت خیلی قشنگی داشت. بهم گفت خانم!
می شه از من یه چیزی بخرید؟ خیلی گرسنمه. هیچی نخوردم.
یه نگاه به دستش کردم و دیدم توی دستش فال حافظ و چند تا بسته دستمال کاغذیه. نمی دونم اون لحظه چه مرگم شده بود. شاید به خاطر اعصاب خوردم بود یا شایدم به خاطر چند باری که از این بچه های فال فروش رو دست خورده بودم. سرم رو تکون دادم و با دست کنارش زدم.
اونم اصرار نکرد و رفت سراغ دو تا خانم دیگه که چند تا میز اون طرف تر نشسته بودن.
از خودم خیلی بدم اومد. چند لحظه ای به فکر فرو رفتم. غذا کوفتم شد. خواستم صداش کنم که دیدم نیست. بلند شدم و دنبالش گشتم. یه گوشه مغازه پیداش کردم. بهش گفتم اگه گرسنه ای بیا برات یه ساندویچ بخرم.
سرش رو کج کرد و با لبخند گفت ممنون! خریدم. 
فهمدیم اون دو تا خانم پول ساندویچ رو بهش داده بودن و اونم واسه خودش ساندویچ با سس اضافه(!) خریده بود. یکی از کارکنای ساندویچ فروشی پسرک رو صدا کرد که سفارشش رو تحویل بگیره.
لعن و نفرین بود که نثار خودم می کردم. برای یه بار هم که خواستم مثلا زرنگ بازی در بیارم و گول بچه های فال فروش رو نخورم، در حقشون جفا کرده بودم.
یه دوهزار تومنی گذاشتم کف دستش و یه بسته دستمال کاغذی ازش خریدم.
باز با همون لبخند ازم تشکر کرد و رفت که غذاش رو بخوره.
آدم تکلیف خودش رو با این جماعت نمی دونه! دم خروس و از این حرفا...!
والا!




نوشته شده در تاریخ جمعه 19 اسفند 1390 توسط آذرخش
فردای انتخابات اس ام اس داد که رفتی انگشتت رو تو چشم آمریکا کنی؟
از اونجایی که همیشه اینجور مواقع شیطنتش گل می کنه، گذاشتم به حساب اینکه باز می خواد متلک بگه.
جواب دادم البته که رفتم. مگه می شه رای ندم؟ 
جواب داد آفرین! منم رفتم. ولی آخر وقت رفتم دیگه چشمی براش نمونده بود.
اول از جوابش تعجب کردم. چون ازش بعید بود رای بده. اما بعد خوشحال شدم از اینکه حتی کسایی که در ظاهر ادای روشنفکری رو در میارن باز هم وقتش که برسه دلشون با جمهوری اسلامیه. 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 اسفند 1390 توسط آذرخش
دیشب مهمون داشتیم. دخترخاله مامانم که همبازی دوران بچگی من بود و بعد از سال ها می دیدمش. از راه دوری اومده بود.
امروز وقتی رفت، مامان ازم پرسید ابروهاش رو تاتو کرده بود یا مداد کشیده بود؟
با خنده گفتم نمی دونم! از این چیزا بلد نیستم ولی یه کاری کرده بود.
مامان زد زیر خنده. بعد سرش رو تکون داد و گفت بیچاره خاله! ماها رو اون بزرگ کرد. همه ما رو تونست نماز خون کنه اما دختر خودش رو نتونست.
داشتم فکر می کردم ایراد از نوع تربیت خاله است، یا از ذات خود آدما؟



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 اسفند 1390 توسط آذرخش

   ضرغام صادقی ، نماینده اول مردم شیراز در مجلس شوراء اسلامی شد

                                            ضرغام صادقی

آخرین خبر ها حاکی از آن است که ضرغام صادقی نامزد حوزه انتخابیه شیراز با کسب یک چهارم آراء به عنوان نماینده مردم شیراز به مجلس شورای اسلامی راه یافتند .

طبق گزارشات رسیده احتمال اینکه آقایان قادری، دستغیب، ذوالانوار، مکارم شیرازی، کریم زارع و محمدی کشکولی در دور دوم به رقابت بپردازند، زیاد است.در ضمن تا این لحظه هنوز 64 صندوق رای در حوزه انتخابیه شیراز شمارش نشده است.

منبع: تکلیف ما


خبر جدید:

به گزارش اختصاصی رکنی نیوز سه نماینده قطعی حوزه انتخابیه شیراز به نام های اقایان دکتر صادقی، دکتر قادری و دکتر دستغیب انتخاب شدند.

همچنین آقایان مهندس ذوالانوار و حجت الاسلام مکارم شیرازی در دور دوم به رقابت خواهند پرداخت.





نوشته شده در تاریخ شنبه 13 اسفند 1390 توسط آذرخش
تماشای لذت بخش طلوع آفتاب از خط افق بر فراز ابرها...








نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 اسفند 1390 توسط آذرخش
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   ...