تبلیغات
نابودگر - عیدتان مبارک

هرگز تسلیم نشو!


Admin Logo

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: زیبا ساز وب






تاریخ:دوشنبه 23 خرداد 1390-10:51 ب.ظ

نویسنده :آذرخش

عیدتان مبارک


فرا رسیدن میلاد با سعادت امام علی (ع) رو به همه دوستان تبریک می

 گم. انشاالله این جشن فرخنده امسال هم خبرهای خوبی برای ما 

داشته باشه.


در ضمن نزدیک شدن به سالگرد دیپورت شدن برادر عزیزمون امیرعلی 

صفا از دیار باقی به دیار فانی و پاس داده شدن ایشون از درجه شهادت 

به جانبازی رو به همه همراهان جدید و قدیم تبریک می گم. 



نوع مطلب : مذهبی 
حبه انگور
یکشنبه 5 تیر 1390 10:59 ب.ظ
داداش اسمت بهم حال دادبدجووووور.همینجور گوله گوله ازش جنم می باره ....لینک کن ...ایول ایول داش نابودگروایول
حبه انگور
یکشنبه 5 تیر 1390 10:57 ب.ظ
به توکل اسم اعظمت

شناختن این آدم پر از تضاد کارسختی بود. ولله هنوز هم که فکر میکنم ؛میبینم خیلی زیاد نمی شناختمش.

نزدیک والفجر چهار بود. گمانم آبان شصت ودو.دیگر باهم صمیمی شده بودیم .حرف نکفته ای نداشتیم.پشت داده

بودیم به سنگر .کنار هم نشسته بودیم .بی مقدمه گفت (دختر دار شدم).برگشتم نگاهش کردم "خب ؟.....
فرص الخیر
یکشنبه 5 تیر 1390 05:25 ب.ظ
:)
:(
پاسخ آذرخش : سلام عزیزم
یه بنده خدا
یکشنبه 5 تیر 1390 12:52 ب.ظ
سلام خواهر وب خوبی دارید اگر مایل به تبادل لینک بودید اطلاع بدید
یا زهرا(س)
پاسخ آذرخش : سلام بر شما
بروی چشم.
بی تاب هویزه
شنبه 4 تیر 1390 10:13 ب.ظ
سلام

با مطلب " حراج کودکان خود، فقط با 15هزار تومان! " آن هم در ایران اسلامی
بروزم.

باید حواسمون باشه که دور و برمون چه اتفاق هایی داره می افته!

اگر سربزنید و نظرتون رو بگید ممنون میشم.
فرص الخیر
جمعه 3 تیر 1390 11:15 ب.ظ
سلام

کسی هست آیا؟
پاسخ آذرخش : سلام
خوش اومدی.
فرص الخیر
جمعه 3 تیر 1390 05:31 ب.ظ
سلام
چقدر دلم تنگ شده برای اون ایام:)
پاسخ آذرخش : سلام
منم.
ن.خ
جمعه 3 تیر 1390 01:34 ق.ظ
من هم بروم
با اجازه
شب خوش
پاسخ آذرخش : شبتون بخیر
ن.خ
جمعه 3 تیر 1390 01:22 ق.ظ
چقدر خلوته اینجا؟
پاسخ آذرخش : چی کار کنیم
دوستان تحویل نمی گیرن.
مهره اضافه
جمعه 3 تیر 1390 12:10 ق.ظ
آذرخش آذرخش مهره
سلام
پاسخ آذرخش : سلام عزیز
خوش اومدی.
:-)
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 11:58 ب.ظ
سلام
پاسخ آذرخش : سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:44 ق.ظ
منم کم کم رفع زحمت کنم
فقط بگم که پیشنهاد اومدن با بچه ها به نابودگر از طرف من بود.این رو هم گفتم صرفا برای خودشیرینی :)
مراقب خودت باش
شب خوبی بود.انشالله همه بچه ها هر کجا هستند سالم و سلامت باشند
شب خوش
یا علی
پاسخ آذرخش : خوب کاری کردی.
:-)
ایشالا همه سلامت باشن.
التماس دعا
شب خوش
یا علی
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:39 ق.ظ
این که خنده داشت ولی خب از این موارد که خنده نداشت تو پروندم زیاد هست
پاسخ آذرخش : خوب بد نیست که
پیر نمی شی
مهره اضافه
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:37 ق.ظ
بابا هر ترسی ک از تذکر نیس . شما تاج سری .... فقط من بدونم این کیه میرم تذکر دادن رو بهش یاد می دم
مواظب خودتون باشید بچه ها . ایشالا شب های آتی هم با نفرات بیشتر رو سرت خراب میشیم آذرخش جانم

شب خوش. التماس دعا
پاسخ آذرخش : فدات بشم عزیز.
دربست مخلص همه تون هستم.
خیلی خوش اومدی.
محتاج دعام
یا علی
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:37 ق.ظ
البته این رو هم بگم اگر مشمول تذکر بشم این احتمال هم وجود داره که بدون هیچ گونه ترسی بزنم زیر خنده
این اخلاق رو متاسفانه دارم که وقتی بعضی ها عضبانی میشن من میزنم زیر خنده
یادمه یه معلم زبان فارسی داشتیم تو دبیرستان که خیلی جدی و عصبی بود
یه بار تو کلاس گفت اگه کسی صداش دربیاد و جیک بزنه از پنجره پرتش میکنم بیرون
من ردیف جلو نشسته بودم.همچین زدم زیر خنده که کل کلاس منفجر شد
پاسخ آذرخش : خوب این خدایی خنده هم داره.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:33 ق.ظ
دوستان شما رو نمیدونم ولی من یک سال پیرتر شدم و مثل یک سال قبل توان بیدار موندن و کامنت گذاشتن رو ندارم
امشب هم به یاد گذشته ناپرهیزی کردم چون همه میدونند که من تو ترک هستم.
پاسخ آذرخش : منم بیش از یک ساله که تو ترکم.
اشکال نداره.
یه شب که هزار شب نمی شه دوست عزیز.
ولی دلم می خواست بقیه دوستان هم بودن. جای همه خالی بود امشب.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:30 ق.ظ
مهره جان اونی که من ازش می ترسم عمرا تذکر نداده چون خدا روشکر تا حالا مشمول تذکر نشدم
پاسخ آذرخش : خدا رو شکر که نشدی و اینجوری می ترسی.
اگه می شدی که واویلا.
:D
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:26 ق.ظ
اذرخش:من فقط از خودم می ترسم
ن.خ:بگم؟بگم؟
پاسخ آذرخش : من یه چیزی گفتم تو زیاد غصه نخوری.
شنونده باید عاقل باشه.
مهره اضافه
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:26 ق.ظ
به به پس همه یه کمیته داشتن ک تذکر بده بهشون !!!
ولی خیلی نامردین ک نمی گین ...
والا پارسا هم شناخته تو رو جانم از قلب مهربونت خبر داره مثل الانه من ک عممممممممرا دیگه بترسم ازت حالا هرچی می خوای تذکر بده تا مسدود نشدم تشکر کنم از اینکه خاطرات رو زنده کردید ....
ممنون ک هستین (:
پاسخ آذرخش : ممنون از شما که اومدید. خیلی خوشحالم کردید.
البته امیدوارم فعلا مسدود نشی.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:20 ق.ظ
@اگه بگی منم می گم از کی می ترسی
پاسخ آذرخش : :D
نظرم عوض شد. نمی گم.
ولی همانطور که گفتم من فقط از خودم می ترسم.
مهره اضافه
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:18 ق.ظ
رفع مسدودیت شدیم (:
جااااااااان من آذرخش بگو ن خ از کی می ترسه ؟؟ من برم بهش تبریک بگم .....
پاسخ آذرخش : بگم که هم ن.خ سر منو می کنه زیر آب هم اون طرفمون.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:18 ق.ظ
مهره: دوتامون مسدودیم
خودت برو جواب مارو بذار
ن.خ: چی بذارم؟
مهره: اقاقیا می گه چون خیلی جدی بودی و فکر میکرده از همه بزرگتری
مهره: منم ک از بس دعوام می کردی
ن.خ: چرا دعوات میکردم؟
مهره:خب نمیشد گرم گرفت دیگه
زود میومدی تذکر اخلاقی می دادی
بگو مهره انقده تذکر شنیده بود ترسیده شده بود
بگو از کی می ترسی؟
ن.خ:عمرا نمیگم

اگر اینطوری بود که از من به قول خودتون می ترسیدید چه بهتر که می ترسیدید.ولی مهم اینه که الان چقدر از من می ترسید و اینکه چرا پارسا از من نمیترسه؟
پاسخ آذرخش : عجب
چرا جدی بودی آخه؟ خجالت نمی کشی؟
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:11 ق.ظ
در ضمن اقاقیا خداحافظی کرد
پاسخ آذرخش : خدانگهدارش باشه.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:11 ق.ظ
واااااااااااااااای ببین اون دیگه کیه ک تو ازش می ترسی
اینو مریم به من گفته
دارم از خودم نامید میشم ها.مگه من چقدر ترسناکم؟
پاسخ آذرخش : :-)))
واقعا اون دیگه کیه که تو ازش می ترسی. چقدر باید ترسناک باشه.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:08 ق.ظ
@آذرخش
یعنی اگر صدات دربیاد ها،آبرو برات نمیذارم
پاسخ آذرخش : مثلا چطوری میخوای آبری منو ببری؟
صدام در باید چی می شه؟ :D
بذار فردا امتحان کنم.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:06 ق.ظ
وژدانی چرا از من می ترسیدید؟
مهره و اقاقیا با شما هستم.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:04 ق.ظ
@آذرخش
عمرا بهش فک رنمی کنم و عمرا هم به کسی نمی گم.دروغ چرا؟تو می دونی و خودم
پاسخ آذرخش : می خوای به خودش هم بگیم؟
:-)))
اقاقیا
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:03 ق.ظ
البته همه ستاره ها و به خصوص مامان پارسا رو سر ما جا دارن.اینام فقط برای این هست که استفاده ای برده باشیم از کامنت ها نگن .......هستی.
اما خوب اینم حقیقتیست
پاسخ آذرخش : بله خوب.
شما سرور مایی.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:00 ق.ظ
ولی من نمی گم که از کی می ترسم.چون خیلی ضایع میشه
پاسخ آذرخش : می خوای کلا بهش فکر نکن.
از اونی که فکر می کنی ضایع تر می شه.
ن.خ
پنجشنبه 2 تیر 1390 01:59 ق.ظ
اقاقیا هم اکنون برای من اعتراف کرد که اون هم از من می ترسیده
چقدر ترسناک بودم و خودم خبر نداشتم
پاسخ آذرخش : عجب
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



نمایش نظرات 1 تا 30