تبلیغات
نابودگر - نامه ای به سرزمین عشق

هرگز تسلیم نشو!


Admin Logo

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: زیبا ساز وب






تاریخ:یکشنبه 29 آبان 1390-12:17 ق.ظ

نویسنده :آذرخش

نامه ای به سرزمین عشق



با سلام به امام زمان علیه السلام و درود به امام خمینی
سلام به رزمندگان اسلام
اسم من زهرا می باشد. این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم. پدرم می خواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد. من 9 سال دارم و نصف روز مدرسه و نصف دیگر را قالی بافی می روم. مادرم کار می کند. ما پنج نفر هستیم. پدرم مرد و باید کار کنیم و من 92 روز کار کردم تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم. از خدا می خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا کربلا ببرید. آخر من و مادرم خیلی روزه می گیریم تا خرجی داشته باشیم. مادرم، خودم، احمد و بتول و تقی برادر کوچک من سلام می رسانیم. 
خدانگهدار شما پاسداران اسلام باشد.
8/11/62


نوع مطلب : مذهبی  سیاسی 
سرباز کمپ
سه شنبه 1 آذر 1390 03:21 ب.ظ
خیلی زیبا بود

به ما هم سر بزنید آذرخش جان
پاسخ آذرخش : سلام جناب حاجیانی
چه عجب از این طرف ها!
خوش اومدید. مزاحمتون می شیم.
عشقستان اسماعیل
دوشنبه 30 آبان 1390 11:43 ق.ظ
سلام دوباره
یاد نامه های خودم به بابام افتادم
ویاد اینکه نامه های بابامو هیچکی نمی تونست بخونه
چون خطش به قول فاطمه خواهرم قرآنی بود
فقط من می تونستم خطشونو بخونم
و لذا
از محتویات نامه های همه مطلع می شدم
با اینکه ملاس پنجم بودم و از اونا کوچکتر :)
پاسخ آذرخش : سلام
خوش به حال شما و خوش به حال پدرتون. این نامه ها به نظر من معنویت توشون موج می زنه.
فرص الخیر
یکشنبه 29 آبان 1390 04:50 ب.ظ
سلام
منم دلم ای این نامه ها خواست...این همه اخلاص...همین
پاسخ آذرخش : سلام.
واقعا پر از اخلاصه. یعنی الان کجاست؟
عشقستان اسماعیل
یکشنبه 29 آبان 1390 01:17 ب.ظ
سلام
بغضضضضضضضضض
همین
پاسخ آذرخش : سلام
هر بار می خونمش اشکم در میاد. اصلا تکراری نمی شه.
شهید آینده
یکشنبه 29 آبان 1390 04:53 ق.ظ
سلام
خوب هستین؟
نمیدونم ازتون در خواست کنم که بیشتر از این جور پست ها بذارین تا درس عبرتی باشه برای من و بقیه دوستان!
یا اینکه در خواست کنم نذارین که از خجالت آب میشیم
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ آذرخش : سلام
خوش اومدین. خودم هم نمی دونم بذارم یا نذارم.
یک عالمه از اینجور عکس ها و نامه ها دارم اما متاسفانه یه چیزی باعث می شه نتونم همه رو قرار بدم.
اما سعی می کنم باز هم از این پست ها بذارم. دیدن و دونستن بهتر از چشم بستنه.
آمین.
سعید
یکشنبه 29 آبان 1390 12:52 ق.ظ
بسیار زیبا بود
یا علی
پاسخ آذرخش : تشکر
علی یارتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.